محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

140

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

جز اين‌كه اگر اين مطلب درست باشد كه بگوييم هر نوع تلاش و كوشش ممكن است عادلانه ، سودمند و در زمانى پسنديده باشد ، در نتيجه بر قانونگذار منعى نخواهد بود كه عوامل و اسباب مجوّز نظام خود را چند برابر كند . باوجود اين ، او در اين حال هرگز به نقش اخلاقى بسنده نخواهد كرد ، بلكه به اين نقش چيزهاى ديگرى خواهد افزود كه با آن تعارضى نداشته باشد . هر مربّى با مهارتى بايد به اين روش رو آورد تا تأثيرگذارى آموزش خود را تضمين نمايد ، و همچنان عوامل و اسباب اين نسبت را - هرچه به تربيت نوآموزان مربوط باشد - خواهد افزود ، امّا در صورتى كه اين حسّ اخلاقى تا حدودى محقّق گردد . به اين ترتيب كه به‌تدريج پاكيزه‌تر شود . در نهايت خودكفا خواهد شد و با اين روش تدريجى براى ما روشن مىگردد كه قرآن در مسير تعليم اخلاقى خود حركت كرده است . « 1 » به اين مطلب بايد اشاره كنيم كه نشانهء مشخّص الزام اخلاقى از جنبهء قانون‌گذارى همچنان تنگاتنگ در كنار آن ، خود نشان ديگرى است كه به جنبهء تطبيق ارتباط دارد . به عبارت ديگر ، عمل اخلاقى هرگز در يك پديدهء مادّى ، بىشعور و يا بدون اراده و يا بدون قصد تحقّق پيدا نمىكند ، بنابراين در همان حالى كه قانونمندى به مادّهء عمل و جنبهء اكتسابى خشك آن بسنده مىكند ، جنبهء اخلاقى را نيز از واقعيّت روح آن مىطلبد . بلكه ما - بدون اين‌كه در جدل مشهور بين فقها در اطراف ضرورت مطلقه راجع به اين‌كه شخص بايد وظيفهء خويش را به خاطر وظيفه انجام دهد ، موضع‌گيرى كنيم - يك واقعيّت غير قابل ترديدى را در اسلام مىبينيم و آن اين است كه قداست يك وظيفه اقتضا مىكند كه دست‌كم در لحظهء عمل راجع به آن فكر كنيم و ناگزير ذهن ما بايد در آن لحظه وضعى داشته باشد كه در خلال عمل تنها از جنبهء مادّى آن را تصوّر نكند ، بلكه لازم است روى ماهيّت و طبيعت الزامى آن به‌خصوص ، سرمايه‌گذارى نمايد . آرى ، بدون در نظر گرفتن اين حقيقت ، بيشتر اعمال - مطابق نصّ قانون - جسد بىروح و امرى دنيوى بوده و ارزش اخلاقى نخواهد داشت . « 2 » هم‌چنين مىبينيم آنچه باعث امتياز قانون قطعى و الزامى است ، آزادگى ، عقلانى بودن و ارزش ذاتى آن است و كوشش و تلاش اخلاقى ، طبيعتى روحى در ذات خود دارد .

--> ( 1 ) - ر . ك : همين كتاب ، فصل سوم ، بخش خاتمه . ( 2 ) - ر . ك : همين كتاب ، فصل چهارم .